اخبار همراه با تصویر از 29 فروردین 92
سلام پسر گلم. بابت این همه تأخیر شرمنده ی روی ماهت هستم.
فکر کنم مامانیت افسرده شده.
آخه هنوز توی دوراهی هستم واسه رفتن و نرفتن شما به مهد یا اینکه قید کار کردن رو بزنم.به شدت ذهنم درگیر و آشفته س.، دپرسم. نمیدونم چیکار کنم. با روحیاتی که از تو سراغ دارم، بعید میدونم توی مهد دووم بیاری.
خوب بگذریم. الان میخوام جبران کنم و اومدم واست کلی عکس بزارم.از پارک رفتنت، تولد عمه عاطی، و .....
از همه مهمتری که یه پست جداگانه واسه اون گذاشتم. پس فعلاً اینا رو داشته باش:
آقا سپهر بعد از مدتها ، اومده پارک، بچه ام چقد ذوق کرد.






پسرم تو عاشق اسبی،عکسی که ببینی، توی کارتونها، فیلمها، اسب که میبینی کلی ذوق میکنی.حتی یه مجسمه اسب داریم که همش از من و بابایی میخوای بیاریمش زمین بزاریم که شما سوارش بشی. ولی نمیدونم چرا اسب واقعی که دیدی، هرکاری کردیم سوار بشی، همش میگفتی "تَس" (ترس) و اصلاً سمتش نرفتی.
بعد از پارک هم آقا سپهر ظرفهای نشسته ی مامانی رو شست:
اینم تولد عمه عاطی که تولدش 31 فروردین بود
عمه جونی، تفلدت مبارک.



سپهر داره عمه رو میبوسه


اخبار همراه با تصویر از 29 فروردین 92
